/ 7 نظر / 7 بازدید
کامران

هنوز آنقدر باورش دارم كه اگربگويد بارانم،از صدايش خيس ميشوم...[قلب][قلب][قلب][قلب] هنوز دوسش دارم مهرام[گریه] دیروز دیدمش باور کن انگار صد سال ندیده بودمش نه حرفی نه نگاهی هیچی فقط سکوت.باور کن دلم برای خودم سوخت مهرام. تمام خاطرات جلوی چشمام بود .کی پروژه تون تمام میشه خیلی بهت احتیاج دارم من تا سر برج کار ندارم.[کلافه][کلافه][دلشکسته][گریه][گل]

کامران

حالا که رفته ، دلم برای او بیشتر از خودم میسوزد فکر میکند کسی به اندازه من دوستش خواهد داشت . . . ؟![ناراحت][قلب][گل]

ملیکا

[خنده][خنده][گل][گل][گل][گل]

السا

آره واقعا........ [لبخند]

محمدرضا

سلام وبلاگ قشنگیه با حاله خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم اگر مایل بودی لینک کنید وبفرمایید منم لینک کنم منتظرتون هستم-